انگيزه دشمن از تهاجم فرهنگى
گاهى هجوم فرهنگى به انگيزه الهى انجام مىگيرد كه البته اين كار انبيا و پيروان آنها است. انگيزه آنان از قيام، در هر جامعه اى اين است كه با نيّتى الهى فرهنگ آن جامعه را تغيير دهند، زيرا، وظيفه اى در اين زمينه از سوى خدا بر دوش آنها گذاشته شده است تا خطاها و انحرافات جوامع را اصلاح كنند. چنين كارى خواه ناخواه موجب تصّرف در فرهنگ مىشود. اما اين كار ممدوح است. ماهم از اين گونه هجوم فرهنگى استقبال مىكنيم. اگر واقعاً جامعه ما از نظر شناختها، باورها، ارزشها و رفتارها مبتلا به مفاسد و انحرافاتى باشد و كسانى در صدد اصلاح انحرافات آن برآيند مابايد از آنها ممنون باشيم. اين كار هيچ عيبى ندارد، ولى منظور ما از هجوم فرهنگى، بنابر اصطلاح معروف، عكس اين مطلب است، يعنى ايجاد تغيير نامطلوب به وسيله گروهى در جامعه تا ارزشها رابه ضد ارزشها تبديل كنند، باورهاى صحيح رااز مردم بگيرند، ترديد، وسوسه، بى باورى، وارفتگى و وانهادگى در مردم ايجاد كنند، حالت پوچگرايى يا باورهاى كاذب و ارزشهاى غلط به جامعه تزريق كنند، منظور از هجوم فرهنگى همين است.
اما اينكه انگيزه كسانى كه چنين كارهايى انجام مىدهند چيست بحثى است كه تا حدود زيادى جنبه روان شناسى اجتماعى دارد. اگر بخواهيم حق مطلب ادا شود بايد بحثهاى مربوطه ذكر شود تا بتوانيم نتيجه اى روشن بگيريم در اين بخش فقط، بحث كوتاهى در باره اين موضوع ذكر مىكنيم:
انسانها از اعمال خود در زندگى انگيزه هاى گوناگونى دارند. طبيعى ترين انگيزه آنان انگيزه هاى حيوانى براى رفع نيازهاى مادى و فيزيولوژيكى است. مانند غذاخوردن و ارضاء هوسهاى جنسى و شهوانى اين نيازهاى طبيعى در بعد حيوانى انسانها ظهور پيدا مىكند و آنان تلاش مى كنند كه اين غرايز و خواستهاى حيوانى را هرچه بهتر و بيشتر ارضا نمايند. به عبارت ديگر، مقصد چنين انسانهاى حيوان صفت، مسائل مادى و اقتصادى و به تبع آن مسائل جنسى است و چيزهاى ديگرى جنبه وسيله اى دارد. تمام فعاليتهاى ديگرى كه در ابعاد گوناگون اجتماعى انجام مى گيرد، اعمّ از زمينه هاى علمى، صنعتى و هنرى همه در جهت خدمت به اين غرايز حيوانى و ارضاى آنها انجام مىشود، حتى تلاش هايى كه علما و دانشمندان در آزمايشگاهها و مراكز علمى انجام مىدهند بحثها و تحقيقاتى كه در زمينه هاى گوناگون صورت مىگيرد، براى چنين مردمى كه دراين سطح از فرهنگ هستند، به قصد پر كردن شكم و لذتهاى مادى و جنسى انجام مىشود.
اين مسأله متأسفانه در بيشتر جوامع غربى امروز مشاهده مىشود. البته همه مردم كشورهاى غربى اين گونه نيستند ولى غالب مردمى كه آنجا زندگى مىكنند و دست اندركار مسائل اجتماعى هستند، اهداف مادى و اقتصادى دارند و ساير مسائل براى آنها جنبه فرعى، مقدّمى و وسيله اى دارد; مثلاً، سياست وسيله اى است براى اقتصاد; مىخواهند باتسلّط سياسى منابع اقتصادى كشورى را به دست آورند. و براى خود بازار فروش مهيّا كنند. تسلّط فرهنگى هم به نوبه خود مقدّمه اى است براى تسلّط اقتصادى. چون نمىتوانند اجناس خود را به مردمى كه فرهنگشان با خواست آنها وفق ندارد و مصرفى نيستند بفروشند براى اينكه هر روز بتوانند بيش از بيش اجناس خود را به آن كشورها صادر كنند بايد فرهنگ مردم آنها را مطابق خواست خود عوض كنند. اگر فرهنگى مبتنى بر عقايد مذهبى، زهد و پارسايى باشد بازارى براى آنها به وجود نمىآورد كه بتوانند هر روز ابزار و اسباب آرايش جديد، وسايل تزيينى و امثال آن به آنها عرضه كنند، آنها هم خريدار باشند، بلكه بر اساس اعتقادات مذهبى و اخلاق ساده زيستى از اسراف و تبذير پرهيز مىكنند و چندين سال از هر وسيله اى استفاده مىكنند. اين گونه عقايد و احساسات به سود آنها نيست. زيرا آنها مىخواهند هر چه بيشتر توليدات خود را به فروش برسانند و بازار خوبى براى كالاهايشان پيدا كنند.براى اين منظور هم بايد فرهنگ آن مردم را به فرهنگ مصرفى تبديل كنند. همه به خاطر داريم كه در دوران رژيم گذشته در كشور ما فرهنگ مصرفى ترويج مىشد. به اين دليل، بسيارى از وسايلِ قابل استفاده به دور ريخته مىشد. درصورتى كه، در كشورهاى سرمايه دارى كه، خود اين فرهنگ را ترويج مىكردند و ما را وادار مىساختند كه مصرف بيش از حد داشته باشيم صرفه جويى مى كردند. آنها حتى شيشه هاى دارو و آب ميوه و نوشابه را در ظرفهاى مخصوص مىريزند و شهردارى براى استفاده مجدد آنها را جمع آورى مىكند. يا مثلاً، از پوست ميوه هاى مصرفى خود، مانند پرتقال و سيب زمينى، استفاده مىكنند. آنها كه فرهنگ مصرفى را به ما تحميل مى كنند خودشان آن گونه رفتار مىكنند ولى ما چنين نيستيم. دليل اينكه آنها اين فرهنگ را بر ما تحميل كرده اند تأمين منافع اقتصادى خودشان است. پس انگيزه اصلى دشمنان از هجوم فرهنگى اقتصاد و جلب منافع مادى است. اكنون هم اين مقصود از سوى آنان دنبال مىشود ولى كليّت ندارد. مردمى كه فرهنگ براى آنها اصالت دارد هيچگاه فقط مسائل اقتصادى و رفاهى برايشان مطرح نيست، بلكه اينگونه مسائل براى آنها جنبه وسيله اى خواهد داشت.
مابراى تأمين نيازهاى طبيعى خود مانند غذا و لباس به دنبال كار مىرويم; عده اى به كشاورزى مشغول مىشوند، عده اى به كارهاى صنعتى و بازرگانى و برخى هم به كارهاى خدماتى مىپردازند تا نيازهاى زندگى خود را تأمين كنيم. اما گروهى وقتى دست اندركار اين كارها مىشوند پول برايشان اصالت پيدا مىكند و اصلاً پول داشتن مطلوب آنها مىشود. ابتدا پول وسيله اى بود براى تهيه غذا و لباس، اما وقتى در گير كارهاى اقتصادى شدند پول مقصد اصلى مىشود. لذا، به دنبال جمع كردن و هر چه بيشتر اندوختن آن مىروند. افرادى هستند كه اگر در تمام روز، از بهترين غذاها و در تمام سال، از بهترين لباسها استفاده نمايند و در مجلّلترين كاخها زندگى كنند ثروت آنها براى خود و فرزندانشان تا هفت نسل كافى است ولى قناعت نمىكنند و پيوسته به فكر افزودن بر سرمايه هاى خود هستند. گويى جنون پول اندوزى دارند، بخصوص كسانى كه به رباخوارى عادت كرده اند. قرآن كريم در اين باره مىفرمايد: «الّذينَ يَأكُلُونَ الِرّبوا لايَقُومُونَ اِلاّ كَما يَقُومُ الّذى يَتَخَبُّطُهُ الشَّيطانُ مِنَ اْلمسِّ: (سوره بقره:275) حالت روانى عجيبى شبيه جنون پيدا مىكنند. (جنون پول اندوختن) اينكه اين همه مال چه فايده اى براى او دارد و اين همه پول را مىخواهد چه كند براى او مطرح نيست. براى او تنها داشتن مال اهميّت دارد.اين مطلب به عنوان نمونه ذكر شد تا بدانيم كه بسيارى از چيزها اصالتاً جنبه وسيله اى دارد ولى براى گروهى هدف محسوب مىشود، پول وسيله اى است براى تأمين نيازها، اما براى پول پرستان و سرمايه اندوزان هدف مىشود، تا آنجا كه مىپذيرد از غذا و لباس و ساير امكانات زندگى كمتر استفاده كند تا پولش كم نشود. بسيارى از مسائل اجتماعى اين گونه است كه براى بعضى جوامع هدف است و براى بعضى جوامع ديگر جنبه وسيله اى دارد. فرهنگ هم چنين است; براى عده اى اصالت دارد و هدف است و براى عده اى وسيله است. هجوم فرهنگى هم براى برخى اصالت دارد و براى برخى وسيله است.
پيامبران و مصلحان الهى سعى مىكنند كه فرهنگ مردم را عوض كنند. اما نه تنها به اين دليل كه اقتصادشان بهتر شود بلكه براى اين كه مردم اعتقاد صحيح پيدا كنند و به ارزشهاى والاى انسانى پاى بند گردند. اين موضوع براى انبيا و مربيّان الهى اصالت دارد ولى براى ديگران ممكن است جنبه وسيله اى داشته باشد. پس پاسخ اين سؤال كه انگيزه هجوم فرهنگى چيست معلوم شد. انگيزه هاى افراد از اين كار متفاوت است و گاهى هجوم فرهنگى مقدّمه اى است براى انگيزه هاى ديگر و گاهى هدف است.
بت در بغل و به سجده پیشانی ما