جمعه یعنی شوق یعنی انتظار
ای محرم ماه ماتم آمدی
با غم و اندوه توام آمدی
ای محرم آمدی با غلغله
دوستان را تنگ کردی حوصله
ای محرم از تو دارم اضطراب
در تو چون شد آسمان دین خراب
ای محرم در تو بست از خون حنا
نو عروس قاسم نو کد خدا
ای محرم در تو با صد شور و شین
کشته شد از کین علمدار حسین
در تو شاه تشنه بی یاور شده
در تو لیلا بی علی اکبر شده
در تو آمد تیر ظلم کوفیان
بر گلوی اصغر شیرین زبان
ای محرم در تو شمر از تیغ کین
سر برید از پیکر سلطان دین
ای محرم در تو شاه انس و جان
شد تنش پامال سم مرکبان
ای محرم در تو کرد از کین جدا
ساربان دست از تن دست خدا
...
ای محرم ای مه رنج و محن
با تو ذاکر بیش از این دارد سخن
لیک اندر خانه گر یک کس بود
گفتن یک حرف او را بس بود
کتاب : خرائن الاشعار
عاشورا هر روز در کربلای دلمان اتفاق می افتد کوشش کنیم حسین دل را به دست یزید نفس تشنه لب شهید نشود
در موسم خشم خشکسالی برگرد
هیچ معجزه ای از معجزات انبیا و اولیا نیست مگر آنکه خداوند نظیر آن را بر دست قائم ما ظاهر می گرداند تا بر دشمنان حجت تمام شود (حضرت صادق «ع» )
به قدری خداوند خیر و برکت به اهل زمین عنایت می کند که زندگان آرزوی زنده شدن مردگان را می کنند (پیامبر اکرم «ص»)
آن روز روز رهایی نامیده می شود( پیامبر اکرم «ص»)
بت در بغل و به سجده پیشانی ما